‘حرفهای با شاخه ها’

نقد تنهای

سر آغاز  یک  روز  برفی  بود  دم دمان  شروع  شهریور  ،  شهر  در  کش و قوس، برای  رهایی  از  یک ماه  و من  در کش و قوس برای رهایی از شهر . حرفم  دو تا نشده  رفتم  سوار  ماشین  شدم  و خلوتی در  کنج گذرگاهی یافتم ، برای نقد خویش ، نقد اینکه چرا تنهایم  [...]

روزمرگی در سفر (بخش دوم جدال سنت و مدرنیته عینی )

کاش  میدانستم از  کدام پنجره بهتر میتوان تو را خواند یا  از کدام صفحه بهتر میتوان تو را دید آرامش  با توست  یا بی تو کاش  میدانستم مجادله  روزمرگی  همیشه  با تو هست  حتی  در  سفر  آنگاه که  میخواهی  مدرن باشی  هر  بامداد جای و هر  ساعت  لحظه ای  را به تجربت  بنشینی  به ناگاه  [...]

مردی با تمام هجا های بلند

فریاد اگر ایمان داشت اگر باور داشت و  اعتقادش راسخ بود چونان  کوهی اکنون درون نای من نمانده بود او سالهاست خفته است و روزی  را به انتظار نشسته است که  گوشهای  بیشماری را تسخیر کند فریاد درون تنم  اشغالگریست  در جستجوی سرزمینی ، تا تمام  هجا های بلند را ادا کند . مگر  میشود [...]

من در حال زایمان بودم !!!

- خیالی  مرا در آغوش  میکشید گویا باز کلمه ای در من هوس رویش داشت باید دوباره با کتابی هم بستر شوم ! صحنه جنگ  هر روز  بالاتر  میگیرد  ،  و شمشیر ها  هر روز  پر رنگتر  بر ذهن ها فرود می آیند  . باید  برای  جسمها  کاری کرد  آنها  بیچاره  بی طرف بودند ، [...]

چرا ادبیات ؟

چرا ادبیات ؟ سوالیست که خیلی  دوست دارم  از خودم  بپرسم  . چرا  هیچ  بستر دیگری  دلم  را  به  نوشتن  دلگرم  نمیکند ؟ باید من باب  این بحث  معجزه  گر  گفت ، ادبیات  معجزه  هر انسانیست  که  خداوند  در  نهاد هر انسان  به  ودیعه  گذاشته است  .  نوعی  بیان  حال است  برخواسته از  حال خویش [...]

روز های روتین

روزهای روتین صبح پرده را کنار زدم  سوی  آفتاب، سوی چشمهایم را روشن کرد  . دم دمان  اوج چلچله ها بود و آوازهای کهنه  یاکریم ها . یا کریم این پرنده را گویا خدا آفریده است  و گویا این احمق را خدا آنقدر دوست دارد که نامی از نامهای خودش را بر او گذاشته است [...]

تولدم اینجاست زیر آب

تولد من اینجاست من بامدادی هستم  که شبان دیر پای تو را آفتاب خواهم بخشید  . برایت  ای  دوست  عود خواهم  سوزاند و در  نشیب این همه فلاکت  تو را بر سر بلندی انسانیت خواهم کشاند . بگذار دستانم  دستانت را احاطه کند اینگونه  بیشتر دوستت خواهم داشت و حس  حضور تو برایم  چونان گیاهی [...]