صفحه اول ( کتابچه )
درد هرگز یافت نشدن
کویر فریاد بی نیازی زمین است ، توانای خاک است در برابر تمنای گیاه .
در سراسر این گیتی جای میان ابرهای زمین، میان این گود گلدان های خشک گیاهک های بی شماری در سریر فکرشان ، هوای گل کردن ، ساقه تنیدن ، توده متورمی شده است که دارد تمام دانه را سوی انفجار میبرد .
و چه دل مشغولی شیرینی که انسان چونان دانه ای به هوای رشد کردن ، تنیده شدن بر دیواره ذهن ، پوستین خویش را بترکاند و روح را به معراج سبز شدن بکشاند .
اما من در فکر دانه ماندنم بی هیچ نیاز آبی و خاکی و تمرین رشد نکردن ندیده شدن میکنم .
پرواز را بهانه میکنند که روحت را اسیر چشمهایشان کنی تا برای روزهای پر عشق جلای شبنمین رویت را روی گلدانکی به انتظار بنشینند .
اما چه شاد است ریگی که میان ازدحام دریای از شن غرق نادیده شدن است .
نه از رومم نه از زنگم
همان بی رنگ بی رنگ
و چه لذت وصف ناپذیری دارد پنهانی خود درون سیل عظیم انسانها و در درون جمع بودن و تنها بودن .
کاش چاهی بود در آسمان و من پرواز را برای تصاحبش هر روز هر روز تمرین میکردم .
در پیکان این حرفهای هر جای ، دل من یک جاست . در عمق نی نی چشمهای که روح مرا نخواهد دید جسم مرا نخواهد کاوید و تمام دل بستگیم را هرگز هرگز نخواهد فهمید .
جای میان جامدان و جامه دان، میان رفتن و ماندن ، میان این همه حضور باد تکان خوردن و هرگز هرگز ذره ای جا به جا نشدن .
وجود خویش را گم کردن در میان این همه فشار توده ایسم هاو حرفهای از هزار و یک عقیده که تمامشان منشأ یک خواب با شکم پر بوده است دردیست که چشمها را تا سالها از لذت نگاه بی آرم محروم میکند .
از چشم این خواببینان پر خور خود را و تمام داشته هایت را پنهان کردن ، سرو گونه اندیشه ای میخواهد سترگ گونه افکاری .
و این جز سبز شدن بی نیاز به آب و خاک تحقق نمی یابد .
من اکنون سالها ست قبطه میخورم بر شهدانک های گل های که پرواز میکنندو برای خود میان مهیمن ذهنهای دیگران منزلی چراغی رنگی ولعابی دست و پا میکنند . پرواز برای رسیدن نیست، برای گم شدن است . پرواز با مقصد، تئوری رشدیست که چون به دست آمد محصولی و سپس شخمی و تئوری دیگر اما امان از روزی که پرواز کنی بی مقصد هیچ جای مکان تو نیست هیچ تمامیتی این شروع تو را پایان نیست و تو قایقی خواهی بود یا نه بلمی خواهی بود با چوبکی تا سوی باد تو را سوی کشاند که هیچ سمت و سوی ندارد .
در این هجوم، حجم بیشمار حضور تو را مدال غیبت زیبنده تر است . و تو را رشدی ، بی هیچ انقطاعی لایق تر .
و دیگر اینکه ….

















